
اي علت قشنگي رويا و خواب من
تنها دليل گل شدن اضطراب من
اي راه حل ساده ي جبران تشنگي
فواره ي نگاه قشنگ تو آب من
رفتي چه قدر ساده دل آسمان شكست
در عكس مهربان تو در كنج قاب من
باران چه قدر حرف تو را گوش مي كند
مي بارد آن قدر كه نيايي به خواب من
گرچه نگاه عاشق تو هيچ كم نكرد
از اوج دل ندادن تو يا عذاب من
اما دل شكسته ي من باز هم نوشت
صد آفرين به چشم تو و انتخاب من
+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 23:59 توسط حسین
باران كه بزندتازه آسمان ميشود
عين اين دل من،
بيستاره و مهآلود،
آنوقت اين دل بيهمراه
ميخواهد كه بخواند
نمناك، چون نواي باران؛
ميخواهد كه آواز در آواز باران بيفكند،
چندان كه آسمان هم نداند؛
اين نوا از كدامين برآمده!
بهگاه رعد اما،
سكوت ميكند اين دل،
كه شهرآشوب نميداند!!!

+
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1385 23:56 توسط حسین

سر سبزترین بهار تقدیم تو باد آوای خوش هزار تقدیم تو باد
گویند که لحظه ایست روییدن عشق آن لحظه هزار بار تقدیم تو باد
عید باستانی نوروز را به تمامی دوستان تبریک می گم امیدوارم سال خوب و
پر باری رو همراه با مهر و محبت داشته باشین
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 17:54 توسط حسین
چي مي شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما بركت بده چرا كه ديروز ما وقت نكرديم از او تشكر كنيم.
چي مي شد اگه خدا فردا ديگه ما را هدايت نمي كرد چون امروز اطاعتش نكرديم .
چي مي شد اگه خدا امروز با ما همراه نبود چرا كه امروز قادر به دركش نبوديم.
چي مي شد ديگه هرگز شكو فا شدن گلي را نمي ديديم چرا كه وقتي خدا بارون فرستاده بود گله كرديم.
چي مي شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دريغ مي كرد چرا كه ما از محبت ورزيدن به ديگران دريغ كرديم .
چي مي شد اگه خدا فردا كتاب مقدسش را از ما مي گرفت چرا كه امروز فرصت نكرديم آنرا بخوانيم .
چي مي شد اگه خدا در خا نه اش را مي بست چون ما در قلبهاي خود را بسته ايم .
چي مي شد اگه خدا امروز به حرفهايمان گوش نمي داد چون ديروز به دستوراتش خوب عمل نكرديم.
چي مي شد اگه خدا خواسته هايمان را بي پاسخ مي گذاشت چون فراموشش كرديم.
چي مي شد اگه ما از اين مطالب به سادگي بگذريم ؟
بياييم خود را به خدا نزديكتر كنيم و بذر خدا شناسي را در قلبهاي يكديگر بكاريم
+
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1384 17:35 توسط حسین
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 11:51 توسط حسین
در جزيره اي زيبا تمام حواس , زندگي ميکردند, شادي , غم , غرور , عشق و ... روزي خبر رسيد که به زودي جزيره به زيره آب خواهد رفت.همه ساکنين جزيره قايقهايشان را اماده و جزيره را ترک کردن. وقتي جزيره به زيره آب رفت ,عشق از ثروت که قايقي با شکوه داشت کمک خواست و گفت:(آيا ميتونم با تو همسفر شوم؟) ثروت گفت: نه من مقدار زيادي طلا و نقره دارم و جايي براي تو ندارم. عشق از غرور که با يک کرجي زيبا راهي مکاني امن بود کمک خواست. غرور گفت: نه چون تمام بدنت خيس و کثيف شده و قايق زيباي مرا کثيف خواهي کرد. غم در نزديکي عشق بود.پس عشق به او گفت:(اجازه بده که با تو بيايم) غم با صداي حزن الود گفت: آه من خيلي ناراحتم ,و احتياج دارم تنها باشم. عشق سراغ شادي رفت و او را صدا زد,اما او انقدر غرق شادي و هيجان بود که حتي صداي عشق را نشنيد. آب هر لحظه بالاتر ميامد وعشق ديگر نااميد شد, که ناگهان صدايي سالخورده گفت من تو را خواهم برد. عشق از خوشحالي فراموش کرد نام پيرمرد را بپرسد و سريع سوار قايق شد. وقتي به خشکي رسيدند پيرمرد به راه خود ادامه داد و عشق تازه متوجه شد که چقدر به گردن پيرمرد حق دارد. عشق نزد علم رفت و گفت ان پيرمرد کي بود که جان مرا نجات داد؟ علم پاسخ داد:(زمان) عشق با تعجب پرسيد چرا زمان به من کمک کرد؟؟؟ علم لبخندي خردمندانه زد و گفت : زيرا تنها زمان قادر به درک عظمت عشق است.
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 11:49 توسط حسین
گفتند: شکست يعني تو يک انسان در هم شکسته اي! گفت: نه ! شکست يعني من هنوز موفق نشده ام.
گفتند شکست يعني تو هيچ کاري نکرده اي. گفت نه! شکست يعني من هنوز چيزي ياد نگرفته ام.
گفتند : شکست يعني تو يک آدم احمق بودي. گفت نه! شکست يعني من به اندازه کافي جرات و جسارت نداشته ام.
گفتند : شکست يعني تو ديگر به آن نمي رسي. گفت نه! شکست يعني مي بايد از راهي ديگر به سوي هدفم حرکت کنم.
گفتند : شکست يعني تو حقير و نادان هستي گفت نه! شکست يعني من هنوز کامل نيستم.
گفتند: شکست يعني تو زندگيت را تلف کردي. گفت نه! شکست يعني من بهانه اي براي شروع کردن دارم.
گفتند: شکست يعني تو ديگر بايد تسليم شوي! گفت نه! شکست يعني من بايد بيشتر تلاش کنم

+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 11:33 توسط حسین
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1384 8:58 توسط حسین
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 17:26 توسط حسین
يارو سوار آسانسور ميشه، ميبينه نوشته: ظرفيت 12 نفر. باخودش ميگه: عجب بدبختيهها! حالا 11 نفر ديگه رو از كجا بيارم؟!!!
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 17:23 توسط حسین
SMS baba 10met garm, 9karetim, 8tablakotim, 7tire babatim, 6she mashinetim, 5jere khonatim, 4keretim, 3loolaye vojoodetim, 2roshkatim, 1kam maro daryab
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 17:20 توسط حسین
دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.
دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
دوست معمولی با همه به سراغ تو می اید و با همه میرود.
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو مي ماند.
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 17:19 توسط حسین
خدايا در اين دنياي خاکي دلهايمان پر از لکه هاي سياه معصيت است که فقط بخشش بيکران توست که اين لکه هاي سياه را به نور و روشنايي تبديل خواهد کرد .
خدايا! وقتي گاهي بر اثر بازيگوشي از جاده ي زندگي خارج ميشم با دست بخششت يه پس گردني بهم بزن
و بگو برگرد.برگرد تا براي هميشه گم نشی
خدايا به من دوستي عطا کن که با من گريه کند. دوستي که با من بخندد پيدا ميکنم.
اي کسي که صاحب دنيا و آخرتي رحم کن بر کسي که نه دنيا دارد و نه آخرت .
پروردگارا مرا متوجه کن تا هرانچه که تو دير ميخواهي ، زود نخواهم
و هر انچه که تو زود ميخواهي دير نخواهم

+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 12:58 توسط حسین
|
|
يک جمله دل آدم ها به اندازه ي حرفاشون بزرگ نيست .... اما اگه حرفاشون از دل باشه مي تونه بزرگترين آدم ها رو بسازه !!!!............ |
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1384 12:49 توسط حسین